۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه


هو
از این مرتع آهوانه بگریزکه آغل خوکان است آنچه فردوسش می نمایند
دل به چه خوش داشته ایی؟که مرکب راهوارت در زیر است و کلاه آفتابگیرت بر سر؟مگر ندانستی که بی مرکب و کلاهت به آن تیره ی جاودان خواهند سپرد؟مگر ندانستی؟چون شترانت تشنه ماندن آموختند و به غدیری دیگر_ده روزه راهی پیش نویدت دادند_چه غدیری ای دوست؟که برای ماندگان طریقی نیست تا غدیری باشد...اگر طاغی نیستی ساقی نیز نباش اگر قفس نمی شکنی،عبث آوازخوان چنین باغی نباش سر به بهانه ایی در این گنداب فرو مکن و به تعفّن این مرداب،خو مکن درّاعه ی زهدِ مزوّرانه از دوش اندازخویشتن به جوش انداز از این مرتع آهوانه بگریزکه آغل خوکان است آنچه فردوسش می نمایند
مرحوم نادر ابراهیمی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر