۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه

علي (عليه السلام) در حکمتهاي منسوب به ايشان:
سه چيز ناپايدار است:مال در دست گشاده دست،ابر تابستاني و خشم عاشق!

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

چرا رشد کنیم؟

چون استعدادش را داریم و چون نیازش را داریم و گرنه گرفتار بحران احتکار و تراکم استعدادها خواهیم شد و بیچاره ی نیازهای عظیم
کسانی که گندمها را به خاک می سپارند،آنهایی هستند که وسعت خسیس زمستان را فهمیده اند و نیازهای عظیم را شناخته اند و میخواهند گندمها را زیاد کنند آنها که راه دراز و وقت کم را فهمیده اند،مجبورند خود را زیاد کنند و رشد بدهند
از کتاب رشد_نوشته عین صاد_ص25

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

مکاتبه علامه طباطبایی با یک جوان

محضر مبارک حضرت آیة الله العظمی جناب آقای طباطبایی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید.در محیط و شرایطی زندگی می*کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته*اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده*اند.درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی*خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم
داود نور محمدی
السلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته*اید، لازم است همتی برآورده و توبه*ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می*شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می*آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می*خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده*اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید
این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید.ان شاء الله موفق خواهید بود
والسلام علیکم
محمدحسین طباطبایی

۱۳۸۸ شهریور ۲۱, شنبه

من و تو


همت نزدیک باغ زیباست،صیاد هم کنار گلستان،باقری هم حوالی کوثر،چمران هم با مهستانش خوش،جای من و تو بد است رفیق
(رک:نقشه تهران)

میهمانی


کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است
از جواهر خانه خالی نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
آبرو داری کن ای زاهد! مسلمانی بس است
خلق دل سنگ اند و من آیینه با خود می برم
بشکنیدم دوستان! دشنام پنهانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصریان دل سرد شد
هفتصدسال است می بارد!فراوانی بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس می دهیم
دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است
بر سر خوان تو تنها کفر نعمت می کنیم
سفره ات را جمع کن ای عشق مهمانی بس است
فاضل نظری

۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه

بابا


بعد از سه ماه سر همان کوچه ایی که سه ماه پیش از سر آن سوار ماشین شده بود از ماشین پیاده شد اما این بار با یک دست لباس خاکی رنگ به تن و چفیه ایی به گردن
با اضطراب راه خانه را در پیش گرفت،سه ماه پیش با سرعت این کوچه را تا خیابان دویده بود و حالا با تردید بر می گشت
بدون اجازه بابا یعنی علی رغم مخالفت او به جبهه رفته بود و حالا باید با او مواجه می شدسر کوچه شان که رسید،پاهایش لرزید،کیف از میان انگشتانش به زمین افتاد...روی پارچه ایی که بالای درب خانه نصب بود نوشته بود
برادر بسیجی علی مومنی شهادت پدر بزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت و تهنیت عرض می کنیم


هو
از این مرتع آهوانه بگریزکه آغل خوکان است آنچه فردوسش می نمایند
دل به چه خوش داشته ایی؟که مرکب راهوارت در زیر است و کلاه آفتابگیرت بر سر؟مگر ندانستی که بی مرکب و کلاهت به آن تیره ی جاودان خواهند سپرد؟مگر ندانستی؟چون شترانت تشنه ماندن آموختند و به غدیری دیگر_ده روزه راهی پیش نویدت دادند_چه غدیری ای دوست؟که برای ماندگان طریقی نیست تا غدیری باشد...اگر طاغی نیستی ساقی نیز نباش اگر قفس نمی شکنی،عبث آوازخوان چنین باغی نباش سر به بهانه ایی در این گنداب فرو مکن و به تعفّن این مرداب،خو مکن درّاعه ی زهدِ مزوّرانه از دوش اندازخویشتن به جوش انداز از این مرتع آهوانه بگریزکه آغل خوکان است آنچه فردوسش می نمایند
مرحوم نادر ابراهیمی